تبلیغات
ســایت رمــــان چـی - مطالب مرداد 1395
 
ســایت رمــــان چـی
بزرگترین سایت دانلود رمان و کتاب

دانلود کتاب رمان عشق به توان 6 برای کامپیوتر


نام کتاب : عشق به توان ۶
نویسنده : غزل ، مینا ، نگین کاربران انجمن توپترین ها
حجم کتاب : ۳٫۲۵ مگا بایت
تعداد صفحات : ۳۹۷
خلاصه داستان :
یه اکیپ ۳ نفره دختر که برای دانشگاه تو شیراز قبول شدن اما خوابگاها همه پر بوده بعد می گردن دنبال خونه که به یه اکیپ ۳ پسر برمیخورن که اونام همین مشکلو داشتن ولی با این تفاوت که خونه پیدا کرده بودن ولی شرط صابخونه که یه پیرمرد تعصبی ایرانی بوده متاهل بودن اوناس……



ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود رمـــان ایــرانـی، 
برچسب ها : دانلود کتاب رمان عشق به توان 6 برای کامپیوتر،
لینک های مرتبط :
دانلود کتاب رمان جدید همسایه من
دانلود رمان جدید همسایه من
دانلود رمان همسایه من برای اندروید
رمانی همسایه من از شایسته بانو با فرمت pdf
دانلود کتاب رمان جدید همسایه من

نام کتاب : همسایه من
نام نویسنده : شایسته بانو کاربر انجمن نود و هشتیا
حجم : ۶ مگابایت
خلاصه داستان:
کیانا که در تجربه اول خود در عشق شکست خورده شانسی دوباره به او داده شده تا زندگی جدید برای خود بسازد.
قسمتی از رمان:
تقریبا دو هفته از اون روزی که من مریض شدم گذشت توی اون دو هفته اونقدر همه مشغول بودیم و هر کی به نوعی داشت با خواسته های نا معقول شرکت ایران پایا سر و کله میزد که تقریبا نه من به پرو پای مجد می پیچیدم نه اون در واقع به نوعی اون اگه از پس رامش بر میومد کلاهشو باید می انداخت هوا و دیگه وقتی واسه ی من نمیموند ..
از طرفی منم علاوه بر کارای شرکت کارای دانشگاه میان ترما ی دانشگامم شروع و شده بود اونقدر ذهنم درگیر بود و کار ریخته بود سرم که فرصتی برای رویا بافی و خیال پردازی و نقشه کشی نداشتم … البته ناگفته نماند چون گاه گداری مجبور میشدم تا ۲-۳ صبح بیدار باشم از رفت و آمد های رامش به خونه ی مجد که اقلا هفته ای دو سه بار بود بی خبر نبودم …


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود رمـــان ایــرانـی، 
برچسب ها : دانلود کتاب رمان جدید همسایه من،
لینک های مرتبط :
دانلود کتاب رمان جدید قرار نبود از هما پور اصفهانی
دانلود رمان قرار نبود از هما پور اصفهانی با فرمت pdf,apk
دانلود کتاب رمان جدید قرار نبود از هما پور اصفهانی
 

نام کتاب:قرار نبود
نویسنده:هما پور اصفهانی
حجم کتاب:۴٫۶۱مگابایت پی دی اف و ۱٫۳۸ مگابایت اندروید۵۶۵کیلو بایت
خلاصه ی داستان:
داستان درمورد دختری به اسم ترساست
که دو سال پشت کنکور مونده الان منتظر جواب کنکور… مادر ترسا چند سال پیش فوت کرده ترسا با پدر و مادربزگش (عزیزجون) زندگی میکنه.خواهر بزرگش هم ازدواج کرده . ترسا آرزو داره که بره کانادا و اونجا ادامه تحصیل بده ولی پدرش به دلیل تجربه ی تلخی که در رابطه با فرستادن آتوسا(خواهر ترسا)ب ه خارج داشته تحت هیچ شرایطی راضی نمیشه که ترسا رو بفرسته کانادا، به همین خاطر همین ترسا و دوستاش سعی دارند با همفکری هم راه حلی برای راضی کردن پدر ترسا پیدا کنند که موفق هم میشند ولی برای عملی شدن این راه حل یه سری اتفاقاتی میفته و شخصی وارد زندگی ترسا میشه که مسیر زندگیشو عوض میکنه، …
 
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود رمـــان ایــرانـی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دانلود کتاب رمان جدید قتل کیارش


نام کتاب : قتل کیارش
نام نویسنده : مژگان زارع
حجم : ۱۰MG
خلاصه داستان:یک قتل ، در یک میهمانی .. کیارش دولتشاه به قتل رسید .. تمام شواهذ و مدارک بر علیه دختر نگهبان خانه است و نشان دهنده این است که او کیارش را به قتل رسانده .. هرچند واقعیت این نیست…

قسمتی از متن رمان قتل کیارش از مژگان زارع :
صبر کردم برسد به ورودی و بعد ماشین را پارک کردم. کلافه سرم را روی فرمان ماشین گذاشتم و کولر ماشین را زیاد کردم. چرا باید برسانمش دانشگاه؟ اصلاً چرا باید راهم را کج کنم به سمت خانه ی همایون که ببینمش؟ چرا وسط کوچه دیدنش خوشحالم می کند؟ چرا باید این چیزها مهم بشوند برایم؟ چرا؟ این چرای لعنتی که جوابش را خوب می دانم جدی جدی دارند ترسناک می شوند.
لبخند نشست روی لبم. در مقایسه با آن وکیل تسخیری گیج و عصبانی خیلی بهتر بود. سری به تایید تکان دادم.
– من یه سری سوال دارم راجع به رابطه ی تو و مرحوم کیارش دولتشاه ….
تنم منقبض شد. مجبور شدم دوباره نفس بگیرم. او هم صبر کرد.
– نمی دونم….محکم… ولی انگار غیر از نه یک چیزی هم پشتش هست
به جای جواب دادن به سوالم گفت: دختر خیلی مهربونی بود ولی …. خیلی بچه اس …. ببخشید ولی خنده داره … نمی تونم شما رو کنارش تصور کنم
خسته بودم. کسی هم بود که بودن فندق را کنار من به رسمیت بشناسد؟ کلافه گفتم: به شایعه ها توجه نکن … ولی هرکی حرفی زد درباره من و این خانم به من بگو لطفاً
– باشه
– حالا هم می تونی بری
– باشه
گفت باشه ولی هنوز ایستاده بود. خندیدم: پس چرا واستادی؟
– شب به خیر
مرجان هم دوباره رگ دیوانگی اش گل کرده بود و رعشه به جانش افتاده بود. مرجان یکی بود که عصبی بود ولی ماندن اینجا دیوانه اش کرده بود. همه ما یکی دیگر بودیم و وقتی به اینجا می آمدیم و یکی دیگر می شدیم اگر از اینجا می رفتیم. من اگر می رفتم چطور آدمی می شدم؟
دست کشید روی بازویم: ولی شادی خانوم ماه هیچ وقت پشت ابر نمی مونه مطمئن باش…اونجایی که فک می کنی جَستی یکی پیدا می شه و خِرت رو می چسبه
زل زد توی چشمم و من دلم ریخت. داشت تهدیدم می کرد؟ یا امیدوارم می کرد بمانم و صبر کنم تا شاید قاتل کیارش پیدا شود؟
نشستم پشت میز و لیست تمام دخترهایی را که از طرف شرکت آن شب توی میهمانی بودند جلوی رویم گذاشتم. زویا فرهمند، یارا ریاضی، مرجانه دانش. همین بود. کیارش قبلش از من پرسید از بچه های شرکت کی دعوت است. همان شب هم شک کردم با یکی تیک می زند.
زویا که شاهد داشت تمام وقت توی سالن بوده است. یکیش سرمد که تایید کرده بود زویا توی سالن بوده، ساسان پسرعموی چشم چران و مست دیبا هم بود. خب شاید توی عالم هپروت متوجه نشده زویا از سالن بیرون رفته ولی چه جوری بیرون رفته؟
شیشه اش را پایین فرستاد: هوا خیلی کثیفه ولی خب چاره ای نیست یه کم نفس بکشید
هوا واقعاً کثیف بود. اگر یک سال هم باران می بارید این دودها کنار نمی رفتند. درست مثل ترس هایی که توی دل من جا خوش کرده بود و نمی دانستم کی از زندگی ام پاک می شوند. رفعت به ماشینش گاز داد تا زودتر برسیم به خانه. وقتی رسیدیم جلوی در نگه داشت و گفت: استراحت کنید


ادامه مطلب


نوع مطلب : دانلود رمـــان ایــرانـی، 
برچسب ها : دانلود کتاب رمان جدید قتل کیارش،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 22 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : معین محمدزمانی
مطالب اخیر
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :